کریمی که دو سالی است به خاطر منشوری بودن اجازه مربیگری نداشت، می گوید هیچ وقت عزیز محمدی را به خاطر ممنوع الفعالیت کردنش نمی بخشد. او صفایی فراهانی و دادکان را بی لیاقت می داند و معتقد است کارلوس کی روش پس از یک بازی خارجی دیگر به ایران باز نمی گردد. فیروز کریمی که 5 فرزند دارد، می گوید از رایانه استفاده کرده ولی تا به حال یارانه نگرفته است!
به گزارش
صراط، فیروز کریمی چه در فوتبال باشد و چه دور از آن، حرف های جالبی برای گفتن دارد. مربی که به قول خود حدود 400 بازیکن به لیگ تحویل داده و نیمی از مربیان لیگ برتر شاگردش هستند، اکنون دور از فوتبال است. البته تاکید می کند زمانی این دوری خوب است که اجباری نباشد.
کریمی که دو سالی است به خاطر منشوری بودن اجازه مربیگری نداشت، می گوید هیچ وقت عزیز محمدی را به خاطر ممنوع الفعالیت کردنش نمی بخشد. او صفایی فراهانی و دادکان را بی لیاقت می داند و معتقد است کارلوس کی روش پس از یک بازی خارجی دیگر به ایران باز نمی گردد. فیروز کریمی که 5 فرزند دارد، می گوید از رایانه استفاده کرده ولی تا به حال یارانه نگرفته است!
مشروح گفت و گوی وی در ادامه می آید:
چه خبر آقای کریمی؟
من الان یک سری کار شخصی دارم و چون دارم به آنها می رسم، کلا دور و بر ورزش نیستم.
بعد از ناکامی در لیگ یک پیشنهادی داشتید؟
بله چهار لیگ برتری پیشنهاد داشتم. بیشتر تیم های لیگ یکی هم من را می خواستند! ولی نظر خودم این است که فعلا استراحت کنم.
کلا چه شد که دفاع وسط را در فوتبال انتخاب کردید؟
علاقه. در محله مان یک بازیکن داشتیم به نام محمد کریمی و با من هم نسبت نداشت. چون فامیلی او کریمی بود، ما هم از روی فامیلی او در محل الگو برداشتیم. او دفاع وسط بود و ما از همان موقع علاقه مند شدیم که به عنوان دفاع وسط شناخته شویم. در تیم شهربانی هم در آن پست بازی کردم.
آن زمان استخدام ناجا بودید؟
خیر. سال های بعد از آن استخدام شدم.
تحصیل در رشته روانشناسی در فوتبال کمکتان کرد؟
آن چنان کمک خاصی نکرد.
قبول دارید بازیکن موفقی نبودید؟
خیر زیرا در دوره ما زیاد بازی معنا پیدا نمی کرد. می دانید چرا؟ اول فوتبال ما مصادف با سالروز پیروزی انقلاب شد. یک سال و خرده ای پیش از انقلاب که ورزش تعطیل شد. تظاهرات مردمی اصلا اجازه این کارها را نمی داد. بعد از آن هم دو سال تا اواخر سال 1358 فوتبال نبود. پس از انقلاب هم جنگ و دفاع مقدس پیش آمد و مصادف شد با خدمت من در پلیس و شهربانی. ابتدا به جبهه رفتیم؛ ولی پس از فتوای حضرت امام خمینی (ره) مبنی بر حفظ امنیت شهرها در زمان جنگ، در شهر ماندیم. پس از آن هم تا سال 1370 لیگ نبود و باشگاه های تهران بود. یعنی هر استانی برای خودش لیگ داشت و در سطح کشور مسابقاتی نبود.
شما پس از برگزاری مجدد لیگ، سال 71 پاس را قهرمان کردید.
در آن سال ها کسانی در لیگ موفق می شدند که تیم آنها کم تر تغییر کرده بود. از آذر 1367 که یک تیم دور همدیگر جمع شدیم تا شروع لیگ 1370 دست به ترکیب نزدیم. یعنی سه سال ترکیب دست نخورد. سومین سال قهرمان ایران شدیم و چهارمین سال قهرمان آسیا و لیگ.
چه می شود که طی این بیست سال دیگر هیچ گاه قهرمان آسیا نشدیم؟
فوتبال در کشورهای دیگر پیشرفت کرده است. فوتبالی که هشت سال تحت سخت ترین شرایط دفاع مقدس بود، خیلی سخت است پیشرفت کند. هشت سال مقابل تمام جهان ایستادیم و سخت است که خیلی زود فوتبال به شرایط عادی بازگردد. سایر کشورهای آسیایی هم شتاب تندی در فوتبال گرفتند. البته خود ایران هم نسبت به گذشته پیشرفت داشت؛ اما خیلی کند پیشرفت داشتیم.
مطالعه هم می کنید؟
بله به صورت مستمر جزوات، اسلاید و فیلم های آموزشی می بینم. تا پنج، شش سال پیش آرشیوی که بنده داشتم، در فدراسیون هم موجود نبود.
چرا بیشتر به طنزپردازی معروف هستید تا مربیگری؟ چرا تا اسم فیروز کریمی می آید، خنده روی لبان مردم می نشیند؟
خدا را شکر. این مسئله یک حسن است. اگر تا اسم مرا می شنوند متبسم می شوند، یک لطف خدادادی است. اما گفتمان ها با هم فرق می کند. برخی به من می گفتند در مصاحبه طناز هستی؛ اما می گویم رک و روراست. شما یک دفعه بی ادبی در مصاحبه ها از من مشاهده نکردید. مصاحبه های من کلیپ شده و در گوشی های مردم موجود است. بعضی از آنها را خودم هم دیدم. چندین سال است مصاحبه می کنم؛ اما یک بی تربیتی یا اهانت از من مشاهده نمی کنید. وقتی چیزی را نمی بینم، خب می گویم که نمی بینم. شما ممکن است با ادبیات خودت بگویید، من با ادبیات خودم می گویم.
برای مصاحبه های خود فکر می کنید یا فی البداهه می گویید؟
فی البداهه می آید. مثلا نور ورزشگاه حافظیه را که می بینم، نمی توانم بروم فکر کنم. همه گفتند این نور غیر استاندارد است. خود آقای پیروانی که مربی فجر بود، به کرات گلایه کرده بود. یک کسی می گوید نور کم است، یک کسی می گوید اگر پروژکتورها عوض شود بهتر است. من هم گفتم نور موبایلم را روی صورت ناظر انداختم. او مدام می گفت بنشین. گفتم به شما چه مربوط است. ناگهان مشاهده کردم ناظر است و گفتم عذرخواهی می کنم چون دیده نمی شوید فکر کردم یک نفر الکی گیر داده است. این مسئله را به زبان خودم گفتم. گفتند علت کمی نور چیست، گفتم فکر می کنم پایه ها را چند چهار راه آن طرف تر گذاشتند. الان هم که خدا را شکر انگار درست شده.
پس صحبت های شما تأثیر گذاشت.
اجازه دهید مثال دیگری بزنم. کلنگ استادیوم ثامن مشهد 35 سال پیش به زمین خورد. قبلا در یک مصاحبه گفتم سی سال پیش برای بازدید آمدم. دو نفر افغانی داشتند کار می کردند. الان هم که به آن جا رفتم، یکی فوت کرده بود و ریش یکی دیگر از آنها هم سفید شده و دسته بیلش کوتاه. پس از مصاحبه استاندار خراسان من را خواست و گفتم قضیه حقیقت دارد. زمانی که پیگیری کردند و دیدند که حقیقت است سریعا دستور مساعد دادند. در نهایت کار ساخت استادیوم در شش ماه تمام شد. انتقادم را کردم و به دل آقای استاندار نشست. بقیه آن را خدا می داند. شاید هم به دل مسئول زمین حافظیه هم نشسته.
تا الان چهار تیم را به لیگ بالاتر آورده اید.
پنج تا. با هیچ تیمی هم تا به حال سقوط نکرده ام.
به نظر شما چقدر مسائل پشت پرده در لیگ های پایین تر وجود دارد؟
پشت پرده که هیچی. فقط نباید بگذارید پرده خودش کشیده شود که کسی پشت آن برود! همیشه باید سعی کنید پرده را جمع نگه دارید. به جرأت می توانم قسم بخورم پاک ترین فوتبال جهان در ایران است. هیچ جای دنیا به پاکی فوتبال ما مشاهده نخواهید کرد. ممکن است کسانی که عرضه و لیاقت بازیکن شدن ندارند بگویند از آنها درخواست پول شده و الا همه دنبال این هستند که یک بازیکن پیدا کنند تا به او پول بدهند. مثلا یک تیم را نام ببرید که مجتبی جباری را نخواهد. همه مدیران باشگاه ها حاضر هستند او را روی سر بگذارند و برای عقد قرارداد ببرند و بیشترین پول هم به او می دهند.
البته اگر مصدومیت او را فاکتور بگیریم.
با همین مصدومیت هم حاضرند این کار را بکنند. کدام مربی است که مهدی رحمتی را نخواهد؟ کدام مربی است که محمد نوری را نخواهد؟ کدام مربی است که حسین ماهینی را نخواهد؟ پس اگر بازیکنی عرضه داشته باشد از این حرفها نمی زند.
هیچ وقت در تیم هایی مربیگری نکرده ای که بازیکنان بزرگ داشته باشند. مثلا الان قلعه نویی در استقلال بازیکن هایی بسیار معروف تر و بزرگ تر دارد که هر کدام از آنها اگر بخواهند حاشیه درست کنند برای یک تیم کفایت می کند؛ ولی فیروز کریمی هیچ گاه چنین تیمی نداشته است.
اول این را بگویم که هیچ کدام از بازیکنان استقلال نمی توانند برای امیر قلعه نویی ایجاد حاشیه کنند. اگر بخواهید قلعه نویی را روی ترازو بگذارید، مربی است که به تک تک بازیکن هایش می چربد. امیرخان را از این قاعده مستثنا کنید زیرا یک مربی بزرگ با رزومه خیلی بالاست. اگر بخواهیم چنین کسی را مثال بزنیم می شود از کسان دیگر مثال آورد که بازیکن هایی دارند که به مربی می چربد.
شما وجود خرید بازیکن تیم مقابل یا خرید داور در رده های پایین را تأیید می کنید؟
اصلا چنین چیزی وجود ندارد. اگر وجود داشت من باید از همه زودتر بشنوم، به چند دلیل. اول این که افسر پلیس این مملکت هستم، دوم این که بر مبنای شغل پلیسی و تحصیلات روانشناسی به هرکسی نگاه کنم متوجه می شوم که چند مرده حلاج است. فوتبال ما خیلی پاک است. عرضه نداشتن یک عده باعث این مسئله شده . من به شخصه در مسائل حاشیه و پشت پرده ای هم تیز هستم. پس این مسائل یا در حول و حوش محور دید من نبوده یا این که وجود ندارد. ما بهتر است که نیمه پر لیوان را ببینیم. چون در محوطه دید من ندارد انصاف است که اسم آن را بگذاریم که اصلا وجود ندارد.
هنوز یادتان هست چند سال پیش که در استقلال اهواز بودید در هفته آخر قهرمانی را از شما گرفتند و سایپا قهرمان شد؟
بله یادم است حیف شد. گل ما را در دقیقه 90 نگرفتند و الا قهرمان شده بودیم.
شما که از پاسی های قدیمی هستید آیا زمانی که به همدان رفت ناراحت شدید؟
بله خیلی ناراحت شدم. من در تلویزیونی هم همان زمان گلایه کردم. الان هم این گله را دارم و تا ابد هم دارم. اگر قرار بود تیمی برود حیف بود که پاس برود. پیکان می شد برود، سایپا می شد برود. گرچه این ها هم حیف هستند، اما پاسی که قدمت نیم قرن دارد و در کشور در کنار استقلال و پرسپولیس یک حریف قوی بود نباید منتقل می شد. استقلال و پاس قهرمانی آسیا را دارند اما پرسپولیس ندارد.
مقصر اصلی انتقال چه کسی بود؟
من نمی دانم چه کسی بود. اما چون با نظر مستقیم فرمانده نیرو امکان پذیر است از نظر من مسئول انتقال خود فرمانده نیرو است. فکر می کنم زمان آقای احمدی مقدم بود. چون ایشان باید دستور انتقال را می داد.
می توانیم بگوییم بعضی ها می خواستند در این انتقال خود شیرینی کنند؟
نمی دانم ولی بیشتر به خود تلخی می آید زیرا این مسئله خیلی تلخ بود. فکر نمی کنم تلخ تر از این واقعه ورزشی در طول قرن در کشور ما پدید آمده باشد که آخرین دارنده جام باشگاه های آسیا از خانه خودش رانده شود و به شهر دیگری برود.
آقای کریمی قبول دارید ناکامی شما در لیگ برتر از زمانی که به استقلال رفتید آغاز شد؟
خیر. دوره استقلال رفتن من دوره به موقعی نبود اما سال بعد از آن در صبا اگر ما مشمول اشتباهات داوری نمی شدیم قهرمان می شدیم. فکر کنم ما چهارم شدیم با کمترین گل خورده و بهترین خط دفاع . در آن سال به گواه کمیته داوران ، 11امتیاز به اشتباه از ما کسر شد. شما اگر این عدد را به ما اضافه کنید، ما قهرمان می شدیم.

اما قبول دارید زمانی که به استقلال رفتید اشتباه کردید و الان دیگر نمی توانید بروید؟ به قول معروف بلیط خودتان را سوزاندید.
بله قبول دارم. دیگر به پرسپولیس هم نمی توانم بروم!
پروسه حضور شما در استقلال چگونه رقم خورد؟
این را از سعید رمضانی داماد مرحوم حجازی بپرسید. من به شما نمی گویم.
آقا فیروز ، در فوتبال ایران دوپینگ می کنند؟
خیر. من اعتقاد ندارم! اصلا شما به من بگویید در فوتبال ما شما دوپینگ به چه دردی می خورد؟
به هر حال فرد بیشتر می دود.
آیا شما شنیده اید که یک مدیر یا مربی رزومه بازیکنی را نگاه کند و بگوید میانگین دوندگی اش فلان قدر بوده پس بازیکن خوبی است و با او قرارداد ببندیم؟! بنابراین بازیکن برای چه باید دوپینگ کند؟ من بازیکنی را می شناسم که الان در تیم ملی است و در یک نیمه فقط چهار بار توپ به پایش خورد.
منظور شما مسعود شجاعی است؟
نه اصلا.
آقای کریمی ماجرای قرآن کوچکی که همیشه به دست می گیرید، چیست؟
قرآن عامل توسل است. من با به دست گرفتن قرآن نیرو می گیرم و به من انرژی مثبت می دهد. مثلا یک کسی ممکن است از سقز نیرو بگیرد همانطور که الکس فرگوسن از سقز نیرو می گیرد. اگر شما نگاه کنید می بینید همیشه 500 گرم سقز در دهان اوست و می جود.
دوست دارید زیاد جلب توجه کنید. درست است؟مثلا قبل از این که سوت پایان بازی بخورد، دوربین نشان می دهد که فیروز کریمی به رختکن رفت.
آن یک دقیقه آخر را من می روم که اتفاقا جلب توجه و درگیری نشود. اتفاقا آن مسئله کاملا برعکس است. آن مسئله برای فرار از توجه کاذب است. من خیلی از اتفاقات را تجربه کردم و ترجیح دادم که آن یک دقیقه آخر به رختکن بروم. از آن جا تا بلند شوید و بخواهید بروید و از در بیرون خارج شوید و از فضای دید استادیوم بیرون بروید 30 ثانیه طول می کشد، همان جا که پله نیست تا پایین بروید.
شما تا بلند شوید و بخواهید حرکت کنید و بیست، سی قدم جلوتر بیایید 20 ثانیه می گذرد و 40 ثانیه می ماند، حالا من 40 ثانیه را می خواهم چه کار کنم؟ من که 94 دقیقه کاری نکردم در این 40 ثانیه می خواهم چه کار کنم؟
مثلا شما اگر جای افشین قطبی بودید و در دقیقه آخر به رختکن می رفتید، صحنه گل قهرمانی این تیم در بازی مقابل سپاهان را نمی دیدید.
خب نبینم مگر چه می شود؟ پایین می رویم و می شنویم. من خیلی از موقع ها شده است که پایین بودم و متوجه شدم که گل زدیم و خیلی از موقع ها پایین بودم و متوجه شدم که گل خوردیم.
اما افشین قطبی با آن گل کیف کرد.
خب آن گل برای همان تایم چند ثانیه ای است. زمانی که گل را همزمان می بینند تا زمانی که هورا بکشند و بچه ها بگویند که گل پیروزی را زدیم مثلا 10 ثانیه طول می کشد. 10 ثانیه کیف قطبی از من بیشتر می شد که آن ده ثانیه هم حرامش باشد!
خیلی از افراد معتقدند که در فوتبال حاشیه ها شما را نابود کرد؟
کدام حاشیه؟
همین حرف ها. مثلا صحبت هایی که در رابطه با آقای علی آبادی کردید.
بله محرومیت به من صدمه زد.
هنوز پای صحبت هایی که درباره علی آبادی زدید، هستید؟
من چیز بدی نگفتم. من برای ایشان احترام قائل بودم و هستم و در آینده هم خواهم بود.
اگر به عقب برگردید باز در آن برنامه زنده تلویزیونی آن حرف را می زنید؟
من چیز بدی نگفتم. من هیچ وقت اهانت نکردم. مثلا من در بازی راه آهن با صبای قم اعتقاد داشتم که داور دقیقه 94 یک پنالتی به ضرر ما گرفت و همان گلی که خوردیم باعث شد به جام باشگاه های آسیا نرویم. ما قبل از آن هم 10بار به فدراسیون شکایت کرده بودیم که گفتند "اشتباه داوری جزئی از داوری است، عذرخواهی می کنیم" .
آن زمان بود که من داستان حرم تا حرم را گفتم. ما قرار گذاشتیم که از حرم حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیه) تا حرم حضرت امام خمینی (رحمه الله علیه) با کل تیم بدویم و در حین دویدن هم بگوییم "از داوران، خانواده ، بچه محل ها ، همشهری ، هم استانی آن ها ، از کل ایران و از همه سیاه پوست های جهان معذرت می خواهیم" ولی امتیاز ما را برگردانید. گفتم حاضرم از قم تا حرم بدوم و رئیس کمیته داوران را هم به نوبت کول کنیم و بدویم و بگوییم "ما معذرت می خواهیم" ولی امتیازاتی که به اشتباه کسر شده را به ما بازگردانید.
در خصوص قضیه معروف " ف . ک " ها و منشوری شدن خودتان صحبت کنید.
به نظر من نفس در آن دخیل بود و نفسانی بود. زیرا هر کدام از " ف ک " ها که به صورت انفرادی مراجعه می کردند، مسئولان وقت سازمان لیگ و منشور اخلاقی می گفتند منظور ما شما نیستید. ما هم تصمیم گرفتیم یک روز همه با هم برویم.
آن وقت چه شد؟
آنجا گفتم همه " ف ک" ها اینجا هستیم و فقط دو نفر دیگر می مانند. یکی فابیو کاپلو و یکی هم فری کله پز. من فری را هم که کله پزی داشت و قبلا مربی محلی ما بود به فدراسیون بردم. او به فدراسیون آمده بود و گفت من فقط با برنامه نود مصاحبه می کنم. فکر می کرد می خواهند او را مربی تیم ملی بگذارند و داشت رزومه خودش را می گفت. بعدا فهمید قضیه چیست.

از عزیز محمدی بابت اتفاقات آن روز ناراحت هستید؟
نظمی که لیگ برتر در زمان عزیز محمدی داشت، قبل و بعد از او هیچ گاه نبود. این فصل تا به امروز هفتاد بار لیگ تعطیل شده. کی زمان عزیز محمدی این طوری بود؟ من خودم شاهد بودم و در قیامت هم شهادت می دهم که آن زمان بین پرسپولیس، استقلال و تیم آخر جدول کوچک ترین فرق نبود. اما در رابطه با من، عزیز محمدی اشتباه کرد.
من هیچ قصوری نکرده بودم. من چهارصد بازیکن در لیگ دارم. نصف مربی ها شاگرد من بودند. اگر یک کدام از آن ها بگوید که پولی یا چیزی به من داده کافی است. از این همه فوتبالیست و مربی که ما تحویل دادیم یک کدام از آن ها به جز مارکار آقاجانیان که روز پدر برای من یک لباس آورد، بازیکن ها و رفقای دیگر حتی از کربلا برای من یک مهر نیاوردند. مطمئن باشید در قیامت جلوی عزیز محمدی را می گیرم و می گویم او حق من را ضایع کرد و او باعث شد دو فصل در لیگ نباشم. وقتی هم دو فصل نباشی چیزی برای شما نمی ماند.به نظر من هیچ مربی منشوری در فوتبال ایران نداریم.
به خاطر طلب فصل پیش خود از شاهین شکایت کرده اید؟
خیر. خود کمیته انضباطی تشکیل جلسه داد و گفت کسانی که از شاهین بوشهر طلب دارند بیایند و ما هم مانند همه رفتیم. من تا به حال در عمر خود از کسی شکایت نکردم.
از استقلال پول خود را گرفتید؟
کل قرارداد من با استقلال 130 میلیون تومان بود. 40 میلیون تومان از آن را به خاطر جریمه ای که همه را کردم، خودم را هم جریمه کردم. در مجموع چک پنجاه میلیون تومانی استقلال نقد شد و یک چک 40 میلیونی اش هنوز نقد نشده.
چقدر میثم منیعی باعث شد که به شاهین بوشهر بروید؟
هیچی. میثم فقط به من گفت بیا، من رفتم و با دکتر افراشته صحبت کردم.
افراشته خیلی کمک کرد که محرومیت شما درست شود و بتوانید در لیگ برتر کار کنید؟
نمی دانم اما یک چک 50 میلیون تومانی من از سوی دفتر افراشته خرج شد. یعنی آقای افراشته تا قیام قیامت مقروض و مدیون من است.
چرا این چک را دادید؟
من دستی به او دادم. به او چک دادم که پنجاه تومان از قرارداد به من بدهد تا من کارهای خود را انجام بدهم. بعد از این که من تسویه کردم، آن را اجرا گذاشت و نقد کرد.
می گویند شما خیلی به بلندگوی دستی علاقه دارید. درسته؟
قبلا داشتیم. الان اکو بیشتر کار را راه می اندازد.

چرا دو بار حنجره خود را عمل کردید؟
به خاطر داد و بیداد الکی. الان یک ذره با شما صحبت کنم صدایم دو رگه می شود.
در رابطه با وزیر ورزش نطری ندارید؟
نه هیچ صحبتی ندارم.
به نظر می رسد محتاط شده اید.
الان دیگر چه صحبتی باید کنم؟ من جایی که باید صحبت کنم ، صحبت کردم.
قبول دارید پول فوتبال خوب است؟
بله اما برکت ندارد.
امسال چه تیمی قهرمان لیگ می شود؟
استقلال
می گویند وضع مالی شما خیلی خوب است!
وارد مسائل شخصی نشوید.
مانوئل ژوزه شبانه از ایران رفت، به نظر شما کارلوس کی روش هم به سرانجام او دچار می شود؟
بله. او هم به نظر من یک روز در یکی از بازی هایی که تیم ملی به خارج از کشور رفته ، به ایران بر نمی گردد و از همان جا به کشورش می رود. مثل افشین قطبی.
سفر خارجی می روید؟
وقت نمی کنم.
هیچ گاه شانس نداشتید که سرمربی تیم ملی شوید؟
من در زمان صفایی فراهانی و آقای دادکان شرایط کلی حضور در تیم ملی را داشتم ولی هم صفایی و هم دادکان لیاقت من را نداشتند!
نظرتان درباره با علی کفاشیان چیست؟
علی کفاشیان به نظر من تا بخواهد در کارهای فوتبال جا بیفتد خیلی زمان می برد . داستان فوتبال ما را اگر الان از علی کفاشیان بپرسید خیلی بهتر از چند سال قبل می تواند جواب دهد.
شما خوب می خندانید و آقای کفاشیان خوب می خندد. این ماجرا را چطور تحلیل می کنید؟
به نظر من هم کفاشیان خیلی خوب می خندند. یک کسی که عبوس است، شماها می گویید مگر کشتی پدرت غرق شده؟ یک کسی که می خندد شما خبرنگارها می گویید مگر عروسی ات است که می خندی؟ بالاخره تکلیف ما چیست! بخندیم یا گریه کنیم؟
گرین کارت دارید؟
کارت بنزین دارم اما گرین کارت ندارم.
مردم در خیایان بیشتر از شما چه می پرسند؟
با مردم گپ می زنم. ما با وفاترین، با وقارترین، بی جوش ترین و با ادب ترین مردم دنیا را داریم. این هم نشأت گرفته از فرهنگ ماست. ما بهترین مردم دنیا را داریم و لذت می بریم. مثلا فردی دستفروش است اما باید دو ساعت اصرار کنی تا پول جنسی که از او می خری را بگیرد.

اهل بیزینس هستید؟
خیر
چند زبان بلد هستید؟
فارسی و ترکی.
آقا فیروز رئال یا بارسلونا؟
هیچ تیم خارجی را دوست ندارم.
رابطه شما با کدام مربی بهتر است؟مثلا تلفن بزنید یا رفت و آمد داشته باشید؟
با همه. مگر ما دشمنی با کسی داریم؟
به عنوان نکته آخر. شما که اصالتا اراکی هستید، موافق اینکه نفت به اراک برود، هستید؟
بله! چون اراک زادگاه پدری من است. من همان موقع که شنیدم، با این طرح موافقت کردم.
این قدر راحت حاضر هستید که تیم نفت با این همه قدمت به اراک برود؟
کدام قدمت؟ اصلا نفت قدمتی نداشته است.
نفت تهران خودش زحمت کشیده و بالا آمده.
بسیار کار خوب و پسندیده ای است که این تیم دارد به اراک می رود. مردم اراک این قدر با عزت و با شرف و با نفس هستند که داشتن دو تیم لیگ برتر هم برای آن ها کم است، چه برسد به یک تیم. این بهترین فکری بوده که من در عمر خود شنیدم.
گفتگوی اختصاصی باشگاه خبرنگاران با مدیرعامل استقلال؛
مدیرعامل
استقلال از بی پولی این باشگاه گلایه کرد و به تدریس در دانشگاه ابراز
علاقه نمود و بارها با اظهاراتی طنز مدیرعامل تیم رقیب را خطاب قرار داد.
علی فتح الله زاده مدیرعامل باشگاه استقلال
دقایقی پاسخگوی سوالات
خبرنگار ورزشی باشگاه خبرنگاران بود. مصاحبه ای جذاب با
مدیرعامل آبی ها که با گلایه های وی از بی پولی باشگاه استقلال شروع شد و به دوران
تحصیلش در دانشگاه ختم شد. فتح اله زاده در این مصاحبه از برخی صحبتها عصبانی بود
و برخی سوالات ما را با اظهارتی طنزگونه پاسخ داد و بارها اعلام کرد قصد توهین به
کسی را ندارد.
متن کامل مصاحبه علی فتح اله زاده را در زیر می
خوانید:
*این روزها در تیم استقلال صحبت از اختلاف بین
بازیکنان برای بستن بازوبند کاپیتانی تیم است؛ شما به عنوان مدیر عامل در
جریان این بحث ها هستید.
اصلا اینگونه نبوده که برخی ها
مطرح کردند. در تیم ما همه بازیکنان با هم دوست هستند و هیج اختلافی وجود ندارد،
اگر قرار است به خاطر یک تکه پارچه تیم ما بهم بریزد که نمی شود. اصلا ما تصمیم
گرفتیم بستن بازوبند را نوبتی کنیم و ابتدا قرار است من بازوبند را ببندم بعد به قلعه
نویی و دیگران برسد(باخنده). ما در تیممان اینقدر بازیکن بزرگ داریم که خودشان می
دانند چگونه رفتار کنند.
*اوضاع مالی تیمتان چگونه است، مثل اینکه کماکان
مشکلات مالی در باشگاه شما وجود دارد؟
بله؛ ما هم آدم هستیم و تا یک جایی تحمل داریم،
نمی دانید روزم را چگونه گذرندام. چهار روز بود که به جباری قول پرداخت 20 میلیون
تومان را داده بودم و تا امروز ظهر(سه شنبه)جایی که به ما قول داده بود این پول را
پرداخت کند به قولش عمل نکرد. جباری هم بارها با من تماس می گرفت و چند تماس آخرش
را جواب ندادم که جباری گفت حاجی اگر نداری جواب بده و بگو ندارم که خودم خجالت
کشیدم؛ چقدر باید بگویم ندارم. ظهر امروز یکی از دوستان با من تماس گرفت و گفت چرا
مضطرب هستی و اینگونه جواب می دهی؟ به او گفتم چهار روز است که به مجتبی قول
پرداخت 20 میلیون تومان پول را دادم اما ندارم به او بدهم. گفت من می دهم چون
امروزبه من خیری رسید و می خواهم به شما خیر دهم.
*مثل اینکه دوستان خوبی دارید و خوب به شما کمک
می کنند.
در دیزی بازه حیا گربه کجا رفته؟ من تا کی می
توانم از دوستانم پول قرض بگیرم؛ اینجوری نمی شود مدیریت کرد. به یکی از دوستان گفتم
بیا ببین ما چگونه زندگی می کنیم، آیا فداکاری می کنیم و یا می بریم و می خوریم؟
اگر دیدید فداکاری می کنیم به ما تهمت نزنید بگذارید کارمان را بکنیم؛ هر موقع که
من آمدم و تیم را روبه راه کردم و تیم نتیجه گرفته با من کاری کردند که در بروم.
زمانی هم که تیم نتیجه نمی گیرد و اوضاع رو به راه نیست باید دوباره برگردم و با
کمک هواداران تیم را جمع کنیم.
*گویا با این صحبتها دوباره قصد کناره گیری
دارید؟
اوضاع استقلال الان خوبه اما من خیلی تحت فشار
هستم. واقعا مشکلات مالی مرا اذیت می کند.
*از طرف وزارت ورزش به شما کمکی نمی شود؟
زمانی هست که می گویند وزارت ورزش به ما پول نمی
دهد و ما به هر نحوی شده از آنها پول می گیریم اما اکنون خود دکتر عباسی بیشتر از
من ناراحت است. پریروز رفتم از دکتر عباسی پول بگیرم با نگاهی که به من کرد و دیدم
که ناراحتی وی بیشتر از من است نتوانستم به وی بگویم به من پول بده؛ ما باید
مشکلات را تقسیم کنیم تا فشار کمتر شود نه اینکه تمام مشکلات بر روی مدیرعامل
باشگاه باشد و او به تنهایی فشار را تحمل کند. من حتی نمی توانم به تمرینات تیم
سری بزنم زیرا از صبح باید ده جا به دنبال پول بدوم. یک روز اگر از صبح تا عصر با
من باشید و از کارهای من تصویربرداری کنید دیگر احتیاجی به ساختن سریال نیست چون
یک سریال اوشین مجانی ساخته اید(باخنده).
*با این حساب وضعیت بدهی باشگاه هم باید خیلی
زیاد باشد.
ما به بازیکنانمان تعهد دادیم که یک قسط آنها را
بدهیم که همان یک قسط هم دو میلیارد تومان می شود. ما امسال آمدیم کمپ را با هر
مشکلی که بود درست کردیم که صد میلیارد تومان ارزش افزوده برای باشگاه داشته اما
برخی ها می گویند آن ارزشی ندارد. اگر اینگونه است آنرا به من بدهند تا صد میلیارد
برای باشگاه بفروشم. برخی ها می خواهند همه چیز را با عینک بدبینی نگاه کنند؛ چرا
عملکرد مثبت یک نفر را نمی بینید؟ من این کمپ را در عرض یک سال و دو سه ماه ساختم
در اوضاعی که همه پروژه های عمرانی خوابیده است. تیم بزرگی مثل استقلال را به صدر
جدول آوردم؛ شما می دانید با وجود پرسپولیس پولدار، سپاهان، تراکتورسازی و سایر
تیم ها استقلال را در صدر جدول نگه داشتن چقدر سخت است؟
*پرسپولیس پولدار را معنادار گفتید؟
الان ثروتمندترین باشگاه ایران پرسپولیس است که
هرچه می گیرند نوش جانشان.
*البته فکر می کنم که بودجه تیم های پرسپولیس و
استقلال برابر باشد؛ اینگونه نیست؟
رویانیان می گوید پول ها را قرض می گیرد،
دوستانی دارد که به وی پول قرض می دهند.
*اما این دوستان را شما هم دارید.
دوستان من در حد ده میلیون به ما کمک می کنند
اما دوستان رویانیان کمک های ده میلیاردی می کنند، این کجا و آن کجا( باخنده) من
اگر جای رویانیان بودم به فتح اله زاده هم کمک می کردم.
*البته آقای رویانیان بار ها اعلام کرده که به
تیم های دیگر هم کمک می کند؛ حتی گفته بود که برای کمک مالی به استقلال به رئیس جمهوری و مجلس درخواست داده است.
از رئیس جمهوری و مجلس تا کنون یک ریال هم پول
نگرفتیم و هیچ کمکی به ما نشده و نیازی هم به کمک رویانیان نداریم. رویانیان
توانسته برای تیمش پول تهیه کند و قرض بگیرد و این اصلا موضوع بدی نیست. البته با
این وضعیت چگونه می خواهد این قرض ها را پس بدهد خدا می داند. البته من رسم رفاقت
را به جا می آورم و اگر رویانیان افتاد زندان به ملاقاتش می روم و برایش کمپوت می
برم (باخنده).
*شما هم بدهی هایتان زیاد است، احتمال زندان رفتن
شما هم هست؟
نه! ما چون با تجربه هستیم می دانیم چگونه خرج
کنیم ، ولخرجی نمی کنیم و به صورت قطره چکانی خرج می کنیم. کار من به دادگاه کشیده
می شود اما به زندان نمی روم!
*بازیکنانتان هم طلبکاران زیادی دارند و بارها
اعلام شده که طلبکاران از آنها شکایت کرده اند.
هیچ بازیکنی از ما به زندان نمی افتد مطمئن
باشید. اگر بازیکنی از ما به خاطر مسائل مالی به زندان افتاد من از زندان او را در
می آورم! البته در خصوص صحبتی که درباره تیم هایی نظیر پرسپولیس، سپاهان و
تراکتورسازی کردم این را بگویم که منظور من از صدرنشینی استقلال در حضور این تیم
ها از لحاظ فنی بود، خوب شد این به ذهن من آمد وگرنه به رحیمی مدیرعامل سپاهان می گفتند
فتح اله زاده گفته شما خیلی پولدارید و ما به پای شما نمی رسیم.
*با رویانیان در خصوص مشکلات تیمتان صحبتی
نکردید؟
نه! اتوبان رفاقت من و رویانیان مدتی است که یک
طرفه شده است!
*شما آنرا یک طرفه کردید؟
نه خیر!از طرف ایشان یک طرفه شده؛ مگر نمی دانید که
آدمهای پولدار دیگران را تحویل نمی گیرند ما که پولی نداریم.
*شما گفته اید که چرا پرسپولیسی ها تا مشکلی
برایشان پیش می آید بحث قرارداد نکونام را مطرح می کنند.
بله! اتفاقا دوشنبه شب بار دیگر مدیر روابط
عمومی باشگاه پرسپولیس بحث نکونام را پیش کشید و گفت که چرا به مدیری که برای
بازیکنش یک میلیاردو 900 میلیون خرج کرده حمله نمی کنید؟ چون من شفاف صحبت کردم
برادر من! شما ناراحت هستید که کسی به خاطر آن به ما حمله نمی کند. برای بازیکنی
که از خارج می آورید می توان به باشگاه های خارجی پول داد. ما برای جذب نکونام یک
میلیارد و 950 میلیون تومان پول دادیم و به همه گفتیم اما شما برای جذب یک بازیکن
داخلی که با باشگاهی هم قرارداد نداشت یک میلیاردو 700 میلیون تومان پول دادید
حالا اگر می خواهید آنرا تکذیب کنید این کار را بکنید.
*منظورتان کدام بازیکن است؟
نیازی نیست اسم ببرم، من می گویم که پرده دری
نکنید؛ من سی سال است که در مطبوعات و فوتبال هستم، درست است که من ادم ساده ای
هستم اما نه اینکه شما هر کاری که خواستید بکنید و فکر کنید که ما هیچی نمی فهمیم،
خواهش میکنم دوستان مراعات کنند. آیا من تا به حال شده بگویم شما چه کار می کنید؟
شما می گویید پول قرض گرفتید من هم می گویم قرض گرفتند، می توانیم بگوییم قرض
نگرفته اند و از اینجا گرفته اند اما این کار را نمی کنیم.
*بحث بازگشت جواد نکونام به اوساسونا به کجا انجامید؟
نکونام را هم باشگاه اوساسونا می خواست و هم یکی
از تیم های حاشیه خلیج فارس و قرار شد که در هفته آینده در خصوص آن تصمیم گیری
کنیم. من دوست دارم که نکونام در استقلال بماند و با تجربه ای که دارد به ما در
جام باشگاه های آسیا کمک کند.
*آیا مبلغ پیشنهادی باشگاه های خواستار نکونام در
تصمیم شما تاثیرگذار است؟
درست است که ما مشکل مالی داریم اما این دلیل
نمی شود که به خاطر آن بازیکنانمان را از دست بدهیم. مشکل مالی را من حل می کنم و
هیچ بازیکنی را به خاطر مشکلات مالی رها نمی کنیم. اگر کادر فنی بگوید جدایی
بازیکنی مشکلی ندارد ما آن بازیکن را به هرتیمی که خواهانش باشد واگذار می کنیم
اما هواداران هوشیار باشند درست است که من پول ندارم اما خدارا شکر اعتبار دارم و
می توانم تیم را خوب ببندم. دیدید که در نیم فصل شش-هفت بازیکن خوب گرفتیم. خدارا
شکر همانگونه که پیش هواداران اعتبار دارم در کوچه و بازار هم آدم معتبری هستم.
*با این اوصاف باید خرج تیمتان هم زیاد باشد.
ما خرجمان کم است و خیلی خرجی نداریم، قناعت می
کنیم و شفاف می گویم که بیشتر از بودجه مان که هفده میلیارد تومان است نمی توانیم
خرج کنیم.
*وضعیت فرهاد مجیدی به چه صورت است؟
طبق قانون کارت بازی مجیدی صادر شده است و اگر
کادر فنی صلاح بداند و مجیدی آماده باشد از او می توانند استفاده کنند.
*چند روزی پیش عکس یکی از بازیکنان خارجی تیمتان
منتشر شد که در حال کشیدن قلیان بود، با این بازیکن برخوردی نکردید؟
آن رسانه ای که این عکس را منتشر کرد کار خلافی کرده
بود چون بازیکن ما قلیان نمی کشید و دوستانش در حال قلیان کشیدن بودند ضمن اینکه
آن عکس در خارج از کشور گرفته شده بود و انتشار آن کار درستی نبود.
*گویا بخاری رختکن تیم شما هم مشکل ساز شده بود.
نه! بخاری ما مشکلی ندارد، من خودم اینجا اینقدر
حرارت دارم که اگر یک لوله از اینجا به رختکن ما بکشند همه بازیکنان از گرما آتش
بگیرند!(باخنده).
*امیر قلعه نویی هم که قبل از بازی با ذوب آهن در
خصوص کیفیت بنزین خودروها صحبتهایی را مطرح کرده بود.
بنزین ها که مشکل دارد، البته احتمال دارد
رویانیان بنزین ها را آلوده کرده تا به مالزی بروند و بازی هایشان را در آنجا
انجام دهند و تیم اصلی آنها هم استراحت کند(باخنده).
*مشکل بنزین ماشین شما حل شد؟
به من هیچوقت بنزین نمی دهند، رویانیان بنزین
های ما را نگیرد بنزین نخواستیم! چون ماشین من 2400 سی سی است به من بنزین نمی
دهند.
*به سلامتی مدرک دکترا هم که گرفتید، گویا این
سومین مدرک دکترای شما بوده است.
حالا برخی ها می خواهند بگویند که این مدرک را
پول دادم و گرفتم و مدرکش الکی بوده! اصلا اشتباه کردم می خواهم مدارکم را پس بدهم
و همان مدرک سیکل برای من بس است!
*مثل اینکه انگیزه زیادی برای تحصیل در این سن و
سال داشتید.
من همیشه به دنبال علم هستم، آدم هرچقدر بیشتر
بخواند بیشتر متوجه گستردگی علم می شود. بالاخره بعد از چند سال توانستم با زحمت
مدرک دکترای اقتصاد بین المللی را بگیرم. اگر خدا بخواهد و بتوانم می خواهم در
دانشگاه های ایران حداقل هفته ای یکی دو روز تدریس کنم.
*احتمالا دانشجویان هم استقبال خوبی از کلاس های
شما بکنند.
یک بار در آذربایجان استاد ما به کلاس نیامد و
من گفتم کلاس را اداره می کنم. استاد سه روز به کلاس نیامد روز بعدی که داشتم به
کلاس می رفتم دیدم سر و صدای زیادی از کلاس می آید در را که باز کردم دیدم همه در
کلاس ایستاده اند و کلاس جای خالی ندارد، به دانشجویان گفتم چه خبر است؟ آنها
گفتند آمده ایم تا در کلاس شما شرکت کنیم، گفتم یعنی من اینقدر خوب تدریس می کنم؟!
اما متوجه شدم چون من یک ایرانی آذری زبان هستم این موضوع برای آنها جذابیت داشته
است. به هر حال تجربه خوبی بود و فکر می کنم در ایران می توانم تدریس کنم و به
ویژه فوتبالی ها و استقلالی ها و پرسپولیسی ها استقبال خوبی از کلاس های من داشته
باشند.
*با این حساب باید در امتحانات به استقلالی ها
نمرات خوبی بدهید و پرسپولیسی ها چندان به گرفتن نمره از شما امیدی نداشته باشند.
نه! من هر جوری که به استقلالی ها نمره بدهم به
پرسپولیسی ها هم همان را می دهم چون این دو تیم و هوادارانش را دوست دارم اما به
رویانیان نمره نمی دهم چون ما را خیلی اذیت کرده است!
*پرسپولیس ها که دانشگاه خود را تاسیس کرده اند
می توانید در آنجا تدریس کنید.
نه! در دانشگاه آبی ها تدریس می کنم. البته ما
هم دانشگاهمان را تاسیس کرده ایم، مجوز آن را هم ده سال پیش گرفته ایم تا در سمنان
آنرا راه اندازی کنیم اما اسیر روزمرگی شدیم. ما می توانستیم کارهای بزرگی انجام
دهیم اما فرصت نشد. من تدریس را خیلی دوست دارم و اگر از فوتبال بروم مطمئنا در
دانشگاه تدریس می کنم.
*مدرک دکترای اقتصاد در مدیریت باشگاه استقلال به
شما کمک کرده است؟
بله! ما با صفر ریال درآمد و بی پولی استقلال را
در اختیار گرفتیم و با لطف خدا و زحمات کادر فنی و بازیکنان اکنون در صدر جدول
هستیم. در اقتصاد می گویند بیشتر فروختن هنر نیست اما ارزان خریدن هنر است که ما
آن را در استقلال اجرا کردیم.
*شما را در دانشگاه آذربایجان می شناختند و نمره
های بالا به شما می دادند؟
نه! اتفاقا تا همین اواخر هم نمی دانستند که من
مدیرعامل استقلال هستم اما در اواخر تحصیل روزی ایرانی های آنجا مرا دیدند و تازه
آن زمان بود که فهمیدند من مدیر عامل استقلال هستم.
*در دوران تحصیل مشروط هم شدید؟
به هیچ وجه! من از همه دانشجویان دوره دکتری
بیشتر سر کلاس ها حضور داشتم و در همه دروس خیلی دقیق بودم و حتی در پایان نامه هم
خیلی تلاش کردم تا بهترین پایان نامه را داشته باشم که در ایران هم از آن استفاد
کنم و در نهایت توانستم با معدل ممتاز فارق التحصیل شوم.