گفتگو با خواهر رييسجمهور
دكتر را خيلی قبول دارم
ايشان پسر بچه باهوشي بودند، فكر ميكنم در ميان خواهر و برادرها، ايشان از هوش بالايي برخوردار بودند
دانستن از جزئيات زندگي خانوادهاي كه تا سه سال پيش ناشناس بودند و امروز به خاطر تاكيد به عدالت و سادهزيستي حتي در قلب قاره سرخ نشاني دارند، خيلي جذاب است. رييسجمهور و خانوادهاش را ميگوييم، احمدينژاد را كه به خاطر مشغلههايش به آساني نميتوان يافت، اما خواهرش را چرا؛ همان سيب از دو نيم شده با رييسجمهور كه يكسالي ميشود به جمع اعضاي شوراي شهر تهران پيوسته است.زياد اهل مصاحبه نيست؛ اما تا ميشنود ميخواهيم از زندگي خصوصياش بپرسيم، استقبال ميكند. ميگويد: «به شرطي كه سوالاتتان خيلي خصوصي نباشد؟»
او همان جايي را براي اين گفتوگو انتخاب ميكند كه جلسات غيرعلني اعضاي شورا برگزار ميشود.
بسيار خوب خانم احمدينژاد! به ما بگوييد «خواهر رييسجمهور بودن چه لذتي دارد؟»
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد ۱۳۸۷ ساعت 3:45 توسط سرویس سیاسی و حوادث
|